تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 آگوست 2025 - 11:52
55 بازدید
کد خبر : 51573
0 نظر

جایی، نه خیلی دور، کودکی جان می‌دهد تنها برای لقمه‌ای نان. جایی، نه خیلی دور در دنیا، برای لقمه‌ای نان، کودکانی هستند قربانی. و می‌میرد همان‌جا، برای مشتی آب، مشتی آب… انسانی. ببین! دیگر نمی‌بافد طلایی‌مویِ دخترهای زیبای عروسک‌به‌بغل را غزه… می‌دانی چرا؟ چون مادران در قبرها با چشم‌هایی پر از خاک، با دست‌هایی بسته،

لالایی مسلسل‌ها برای کودکان گرسنه

جایی، نه خیلی دور، کودکی جان می‌دهد تنها برای لقمه‌ای نان. جایی، نه خیلی دور در دنیا، برای لقمه‌ای نان، کودکانی هستند قربانی.

و می‌میرد همان‌جا، برای مشتی آب، مشتی آب… انسانی.

ببین! دیگر نمی‌بافد طلایی‌مویِ دخترهای زیبای عروسک‌به‌بغل را غزه… می‌دانی چرا؟

چون مادران در قبرها با چشم‌هایی پر از خاک، با دست‌هایی بسته، بی‌جان‌اند… زندانی‌اند.

و موی دختران غزه، خاکستر شده با انفجاری سخت و طولانی.

جهان می‌بینی و خاموش می‌مانی… نه دینی مانده، نه آیینی، کجا رفت بانگ وجدانی؟ مسلمانی؟

چه باید کرد در این وامصیبت؟ وامصیبتِ اطفالی بی‌شیر، که فریاد مسلسل‌ها برای‌شان شده لالایی…

نمازت را که می‌خوانی، قبولِ حق.

علیرضا نجفی شهریور ۱۴۰۴

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

هفت − 1 =