در شرایطی که جستوجوی داروخانه به داروخانه برای تأمین داروهای خاص و اقلام ضروری فصلی به دغدغه روزمره خانوادهها تبدیل شده، جدیدترین نسل پرچمدارهای اپل نه تنها راهی ویترینهای تهران شده، بلکه در رویدادی کمسابقه، یک روز پیش از آغاز عرضه رسمی در نمایندگیهای جهانی اپل در بازار پایتخت رؤیت شده است. این تناقض آشکار بار دیگر کارآمدی مسیرهای غیررسمی تجارت را در برابر بوروکراسی عریضوطویل تأمین کالاهای اساسی به رخ میکشد.
وزارت بهداشت اخیراً اعلام کرده است که فهرست کمبودهای دارویی اساسی کشور با تدابیر اتخاذشده از ۶۴ قلم به حدود ۳۲ قلم کاهش یافته است. این رقمی است که اگرچه روی کاغذ خبر از بهبود میدهد، اما برای بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن و صعبالعلاج، نبود حتی یک قلم دارو به معنای بازی با جان است. همزمان با آغاز فصل سرما، واکسن آنفلوآنزا که هر سال از ماهها پیش فرآیند پیشخرید و ثبت سفارش آن انجام میشود، همچنان با تأخیر و توزیع قطرهچکانی در شبکه رسمی کشور روبهرو است. مسئولان حوزه سلامت، ریشه این بحران را در کلاف سردرگمی از موانع خلاصه میکنند که شامل اختلال در خطوط تولید بینالمللی، زنجیره سرد و حملونقل پیچیده، افزایش قیمت جهانی، محدودیتهای ناشی از تحریمها و مهمتر از همه دشواری انتقال و تخصیص به موقع منابع ارزی میشود.
پارادوکس مدیریتی در زنجیره تأمین
درست در نقطه مقابل این تصویر شکننده، بازار سختافزار کامپیوتری قرار دارد. در حالی که اپل تاریخ آغاز فروش جهانی پرچمدار جدید خود را ۱۸ سپتامبر تعیین کرده بود، گزارشهای میدانی از مراکز خرید موبایل تهران نشان داد که نسخههای فعالنشده از ۱۷ سپتامبر پشت ویترینها قرار گرفته بودند. ایران سالهاست در فهرست تحریمهای مستقیم فناورانه قرار دارد و هیچ نمایندگی رسمی اپل در آن فعالیت نمیکند. با این حال، شبکه تجارت خاکستری با تکیه بر مسافران پروازی از مبادی نظیر امارات و کشورهای همسایه، موفق شد این کالا را در کسری از روز پس از ترخیص از انبارهای منطقهای به تهران برساند. برچسب قیمتی نیم میلیارد تومانی برای نسخههای فاقد امکان ثبت رجیستری نیز مانعی برای این تقاضا نبود؛ بازاری که حتی ریسک قطع شبکه و بلاتکلیفی رجیستری هم نتوانسته است جذابیت سودآوری و سرعت چرخش سرمایه آن را مهار کند.
قیاس آیفون و دارو در نگاه اول شاید قیاس دو کالای ناهمگون باشد، اما پشت پرده این دو تصویر، یک حقیقت اقتصادی و مدیریتی پنهان خفته است که نشاندهنده تفاوت مهلک میان یک زنجیره ارزش چابک و مبتنی بر سود آزاد با یک سازوکار اداری سنگین و مبتنی بر ارز کنترلشده است. بازار گوشیهای لوکس با ارز کاملاً آزاد و نقدینگی بخش غیررسمی تغذیه میشود و هیچ صفی برای تاییدیه تخصیص، گواهی ثبت آماری در بانک مرکزی یا بوروکراسی گمرکی برای آن وجود ندارد. در مقابل، فرآیند خرید دارو مستلزم هماهنگی میان سازمان غذا و دارو، وزارت صمت و بانک مرکزی برای تخصیص ارز با نرخهای ترجیحی یا نیمایی است؛ مسیری که هر هفته تأخیر در آن، به بحران کمبود در بازار ختم میشود. سازوکارهای دستوری قیمتگذاری در حوزه دارو نیز حاشیه سود زنجیره تأمین رسمی را به شدت فشرده کرده و انگیزه سرمایهگذاری بخش خصوصی چابک را تضعیف کرده است. این در حالی است که حاشیه سود چند ده درصدی و گاه چند برابری فروش نخستین نسخههای یک گجت لوکس، سرمایهگذاران را مجاب میکند تا هر مانع لجستیکی را با هواپیما و چمدان در چند ساعت دور بزنند. زنجیره تأمین دارو و واکسن به دلیل الزامات حیاتی زنجیره سرد و کنترلهای کیفی دقیق به خودی خود کندتر است، اما آنچه در ایران دیده میشود نه کندی ناشی از آزمایشگاه، بلکه معطلی چندماهه اسناد مالی و فرآیندهای اداری در پشت درهای بسته دستگاههای دولتی است.
پرسشی که سیاستگذار باید پاسخ دهد
حضور پرچمدار لوکس اپل پیش از موعد عرضه جهانی در قلب خاورمیانه، بار دیگر نشان داد که اگر تقاضایی وجود داشته باشد و پول نقد پای کار بیاید، انسدادهای مرزی و تحریمهای خارجی عملاً بیاثر میشوند. پرسش بنیادین این است که چگونه سیستمی توانسته تمام راههای مسدود تجارت غیررسمی را با سرعتی فراتر از مارکتهای رسمی جهانی باز کند، اما وقتی پای حقوق اولیه سلامت و نیازهای بیولوژیکی مردم به میان میآید، در گرداب بوروکراسی تخصیص ارز و مجوزهای توزیع زمینگیر میشود. تا زمانی که اولویتبندی واقعی در تخصیص منابع، تسهیل تبادلات بانکی سلامتمحور و کاهش فرآیندهای فرسایشی اداری در دستور کار قرار نگیرد، این تناقض در ذهن افکار عمومی پررنگتر خواهد شد و جامعه شاهد ویترینهای لبریز از جدیدترین فناوریهای ممنوعه در کنار داروخانههایی خواهد بود که از تأمین سادهترین واکسنهای فصلی عاجزند.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0